X
تبلیغات
رایتل

دنیایی به نام «من»

خدایا عاشقان را غم مده!

نظرات (9)
نام :
ایمیل : [پنهان میماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نوشته: یسنا از [ ایران ]
اره خب راست میگی تاثیره زیادی نداره ....ولی باز خوبه یه چیزایی رو روشن میکنی برامون.....راستی چلا حوصله نداری؟؟؟؟؟
دوشنبه 11 بهمن 1395 ساعت 09:25
امتیاز: 0 0
نوشته: یسنا از [ ایران ]
اها ...اقا محمد خب مگه چی میشه جوابشونو بده گناه دارن ......عاشقن خخخ
یکشنبه 10 بهمن 1395 ساعت 10:01
امتیاز: 0 0
پاسخ:
اولا که جواب دادن من تو کار شما تاثیری نداره چون به هر حال کار خودتونو میکنن . اکثرا هم بچه هستن بعدشم دیگه حوصله جواب دادن ندارم. مخصوصا که میدونم کار بیهوده ای دارم انجام میدم
نوشته: یسنا از [ ایران ]
خخخخ دقیقا منم سره این موضوعات به وب شما رسیدم !راستی از اون روز که گفتم دیگه نمیام اعتراف میکنم که حداقل یکبار تو هر هفته بهش سر میزدم اخه واقعا نمیشه ازش دل کند ..... و اینکه خییییییلی برام جالب بود موقعی که من بودم نظر گذاشتن تو قسمت چطور دل یه .. بستید بعد وقتی رفتم باز شد یعنی یه جورایی خجالت کشیدم شاید به خاطر من بوده
شنبه 9 بهمن 1395 ساعت 11:41
امتیاز: 0 0
پاسخ:
نه به خاطر خودم بود. چون جواب نمیدادم میخواستم نگذارند. بعد دیدم اونجا رو که بستم دارن میان تو پستهای دیگه میذارن! گفتم باز کنم همونجا فقط بذارن لااقل!
نوشته: Mitra از [ ایران ]
ای بابا چرا جواب منو نمیدید ؟
لطفن جوابمو بدید دیگه
ممنونم
دوشنبه 20 دی 1395 ساعت 21:00
امتیاز: 0 0
نوشته: sona2r از [ نامشخص ]


دقت کردین آبرو نذاشتن این دخترا برامون

پسرا تا وقتی که خلافش ثابت نشه، ارزششو ندارن که حتی ی قدم براشون بردارین... این چه وضعشه!؟

اصلا آدم این پستها رو میبینه خجالت میکشه
دوشنبه 20 دی 1395 ساعت 13:08
امتیاز: 0 0
پاسخ:
واقعیتهای جامعه است! نمیشه هلش داد زیر فرش که!
نوشته: Mitra از [ ایران ]
20 سال
یکشنبه 19 دی 1395 ساعت 13:53
امتیاز: 0 0
نوشته: Mitra از [ ایران ]
عه خو پس چرا جوابمو ندادید؟
خواهش میکنم جواب بدید راهی نداشتم وگرنه قطعا اینجا مطرح نمیکردم سوالمو
یکشنبه 19 دی 1395 ساعت 00:25
امتیاز: 0 0
پاسخ:
چند سالته؟
نوشته: Mitra از [ ایران ]
سلام
من اون پستتون درباره هنر رابطه رو خوندم و چون انگا ر امکان ثبت نظر جدید براش وجود نداشت تصمیم گرفتم اینجا بگم حرفمو. چیزایی ک گفته بودین دقیقا اشنباهاتی بود ک من مرتکب شدم . البته ما مشکلات دیگه ای هم داشتیم و فقط این نبود ولی خب این یکی از دلایل عمده ای بود فککنم ک کات کردیم. ولی خب موضوع بین ما طی ی بحث هایی هی ادامه پیدا کرد تا به الان . من اونو واقعا دوست دارم ولی خببب بیشتر من اشتباه کردم حتی بعد از کات کردنمون و الان با اینکه تقریبا حرفی نمیزدیم ولی اگه حرفی میزدیم حداقل اگه رسمی بود دعوا طور نبود امشب وقتی ی چیز کاملا معمولی بهش گفتم برگشت گفت من بهت علاقه ندارم . من باید چیکار کنم ؟ دوسش دارم
میشه راهنماییم کنید چطوری میتونم اوضاع بینمون رو اوکی کنم؟
ممنون میشم حتمن راهنماییم کنید و بدون جواب نذارید چون کسی که باتجربه باشه و بتونم همچین چیزی رو باهاش درمیون بذارم نیست
شنبه 18 دی 1395 ساعت 21:01
امتیاز: 0 0
نوشته: نیلوفر از [ آلمان ]
واااااااو
من الان عرق شرم بر چهره ام نشست که به اینجا سر میزنم

این مورد ١٣ رو بگو
احتمالا خیلى خردسال بوده

واقعا به کجا داریم میریم
گل بگیر در این خانه فساد رو
جمعه 17 دی 1395 ساعت 19:18
امتیاز: 1 0
پاسخ:

من نمیدونم وبلاگ من چه ربطی به این چیزا داره! هر چی سرچ میکنن به اینجا میرسن!