X
تبلیغات
رایتل

دنیایی به نام «من»

داستانهای من و پدر !

تِپ تِپ تِپ تِپ . صدای پای آشنایی که فقط مال یک نفره. که در هر حالتی که باشی  تو رو از خود بی خود میکنه و به حالت آماده باش در میاره.

تا صدای پاشو میشنوم  نیم خیز  با چشمای نیم خواب آلود دستمو زیر سرم میذارم و پا میشم الکی گوشیمو میگیرم دستم یعنی من بیدارم دارم با گوشیم کار میکنم! 

پدر بی مقدمه: آقا مَحمِد انگار آموزش پرورشم ثبت نام میکننا

من  جدی و کمی  بی توجه: میدونم 

پدر: ثبت نام کردی؟

در کسری از ثانیه بین اینکه دروغ بگم و جونمو نجابت بدم  یا راستشو  بگم و برای هزارمین بار از یک سوراخ بگا برم دو دل میشم.  نهایتا باز هم خر درونم غالب میشه و با یک راست،  یک بار دیگه روح خسته ام رو دو دستی تقدیم به تقدیر محتومش میکنم:  نه 

پدر: نهههه؟! چرا؟!

من: رشته منو نمیخواستن

پدر: همه ثبت نام کردن که! 

من: خب رشته منو نمیخواستن. تو لیستشون نبود. 

پدر: چجور رشته تو رو نمیخوان فلانی گفته همه رشته ها رو میخوان که! (فلانی مذکور سیگار فروش دور فلکه ای  به نام اسمال بی بی سی  هست که بنگاه خبر پراکنی بسیار موثق پدر در نقل  و تحلیل اخبار داخلی و خارجی هست)

من: نه دیدم سایتشونو نمیخوان. از هر شهری یه نفرو میخوان رشته منم توش نیست

پدر: حالا شانستو امتحان کن شاید بر داشتن! 

من: بابا اصلا رشته منو نمیخوان که ثبت نام کنم! اگه میخواستن که ثبت نام میگردم!

پدر: خب برو یه شهر دیگه ثبت نام کن! طوری نیست که! من دیدم مردم میرن شهرای دیگه ثبت نام میکنن! 

من: بابا اصلا این رشته رو امسال نمیخوان! هیچ جا نمیخوان. 

پدر: حالا یه رشته دیگه ثبت نام کن! 

من: ازت مدرک میخوان الکی که نمیشه ثبت نام کرد آخه :|

پدر: من بهت گفتم این رشته رو انتخاب نکن تو پاتو کردی تو یه کفش گفتی من همینو میخوام!(من :| :| :| ) ...

و نهایتا بعد از یک ربع رنگامیزی من از قهوه ای کم رنگ به قهوه ای سوخته غلیظ پدر آخرین ضربه رو هم محکم تر زد و گفت: شما دنبال یه کار مفت میگردید حالام که آموزش و پرورش ثبت نام میکنه میگم شرکت کنید نمیکنید! خدا به فریادتون برسه که چجور میخواید زندگی کنید. حالا من اومدم بهت گفتم بعد نگی نگفتی!... 

و پدر که با خود برای ماه ها سوژه جدیدی از مفت خوری و بی لیاقتی من پیدا کرده بود، که کار حاضر و آماده دفتر ی به این خوبی رو ثبت نام نکردم. بعد از اینکه فعالیت فرهنگی هنرییش با من تموم شد، شلوارشو  بالا کشید و رفت. و این کانورسیشن رو هم به عنوان گواهی بر دلسوزی خودش به منی که رشته اش تاریخه و  از گشنگی خواهد مرد در حافظه اش ثبت میکنه تا هر کس گفت چرا کاری نمیکنی برای بچه هات  این برگ رو بزنه روی  زمین و تک دل خودمونو ببره. 


نظرات (9)
نام :
ایمیل : [پنهان میماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نوشته: ورونیکا از [ ایران ]
درود
دمت گرم بابت لینک
عرض کنم که من کلا ندیدم
تازه میخوام دانلود کنم باشه کنار فرندز و ٢٤ و بیگ بنگ و ... که صدسال سیاه دیگه بعد دفاع ببینمشون

آقا براى جلوگیرى از تشکیک هویت تا اطلاع ثانوى من مجددا ورونیکام
یکشنبه 20 تیر 1395 ساعت 21:07
امتیاز: 0 0
پاسخ:
درود بر ورونیلو
قربون شوما قابلی نداشت
همه پایان نامه ای ها
آخ آخ اینا رو ندیدی؟! نبینی نصف عمرت بر فناست! مخصوصا اون گیم آو ثرونز.
خیلی هم عالی
نوشته: نیلوفر از [ ایران ]
ممد این game of thrones رو دانلودش میکنى؟
اگر بلى لینک پلیز
تشکرات فراوان
شنبه 19 تیر 1395 ساعت 15:13
امتیاز: 0 0
پاسخ:
اول خودتو پروف کن بینم! ملوسکی یا غیر ملوسک
کدوم قسمتاشو میخوای.
من قسمتهای سیزن 6 رو از اینجا دان کردم. http://downloadserial.blog.ir
منم زدم به در بیخیالی وگرنه الان باید کفن هشتمم می پوسید :)
شکر خوبم
شنبه 12 تیر 1395 ساعت 13:51
امتیاز: 0 0
پاسخ:
خوب میکنی :-)
سلام خوبی رفیق قدیمی ؟ منم با اینکه سر کارم و مستقلم باز این مدل دیالوگا بین من و مادرم رد وبدل میشه گاهی دلم برای خواهر برادر مجردم که مدام در معرض این دیالوگا قرار می گیرن می سوزه
شنبه 12 تیر 1395 ساعت 13:33
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام خورشید خانوم. مرسی. تو خوبی؟
مهم نیست بابا آدم چقد زندست مگه
میدونی ممد من آرزو داشتم بابام این شکلی بود؛ اصلا بود و نبود من یکی براش مهم بود حتی اگر به قیمت له کردنم تمام میشد
البته دم از دوست داشتن میزده همیشه ولی در عمل فقط گهگداری سرکوفت زدن رو بلد بوده و در اغلب موارد هم اصلا یادش نبوده که من هم هستم
این اولین باری بود که من این حرفا رو به زبون آوردم ؛ از دست تو
خلاصه اخوی همه زندگیا ظاهرشون قشنگه اگرنه داخل بقیه خونه ها هم اوضاع خیلی بهتر نیس

ضمنا شما چرا اینقدر بهانه تراشی میکنی؛ مدرکت رو نمیخوان؟ شهرت نیس؟ خوب که چی؟؟؟ شما نباید ثبت نام کنی؟؟؟؟؟؟؟؟؟ واقعا که فقط دنبال کار مفت میگردی متأسفم برات

در مورد اون شام پیشنهادی پست قبلی؛ عرض کنم خدمتتون که درسته که مفت باشه کوفت باشه ولی واقعیت اینه که مهم همون بدبختی؛ اوووووووووووه ببخشیــــــــــــــد دومادی شماست اگر نه من که اصلا رژیمم و شام نمیخورم
پنج‌شنبه 10 تیر 1395 ساعت 16:06
امتیاز: 0 0
پاسخ:
غیر ملوسک
اول که دیدم اسمش نیلوفره فک کردم تویی ولی بعد که دیدم کامنتشو فهمید غیرملوسک نیست
بیا آدم چارتا دوست مثل تو داشته باشه دیگه دشمن نمیخواد! تازه رژیمم هستی اگه شامه رو میخوردی باز آدم دلش نمیسوخت
نوشته: sona2r از [ نامشخص ]
پس الان که رفتین سر کار حتما بهتون افتخار میکنن...

ولی قبول دارم... همیشه خودم رو جای پسرهایی که شرایط کارشون فراهم نشده میزارم... اصلاً قابل تحمل نیست چه برسه اطرافیان بخوان بروشون هم بیارن... خداییش یکی از دغدغه های زندگیم این کار واسه جووناست... خدا کنه یه راهی پیداکنم بتونم واسه چن نفر کار ایجاد کنم اونم از نوع درست حسابی... واقعا آرزومه
این استارت آپ هام باحالنا... میشه توشون ایده پیدا کرد... خصوصا اگه تو کشورهای دیگه بگردی که تزشون امتحان شده هم باشه.

امامطمینم پدرتون از روی استرسی که بابت آینده شما داشتن و اینکه نتونستن این استرس رو تحمل کنن اینجوری تشر اومدن... احتمالا اگه این متن رو بخونن مثل مادر من که گاهاً معترض غر زدناش میشم، میگن بزار خودت بچه دار بشی اونوقت بهت میگم.
پنج‌شنبه 10 تیر 1395 ساعت 11:18
امتیاز: 0 0
پاسخ:
امیدوارم بتونی کاری کنی. لااقل برای خودت. بقیه در اولویت دومن. واست آرزوی موفقیت میکنم
نوشته: کلوچه از [ ایران ]
:))))))))))))بترکی ک ترکوندیم....سوال اینجاست ک چرا بالشتتو برنداشتی بری تو اتاقی جایی ...اصلا فرز نیستی...دیوانه حداقل خودتو میزدی ب خواب ک این رنگی نشی در اخر :))))
بازم از این مکالمه ها بزار ...از پدرت هم تشکر کن از طرف من ...بگو کلوچه گفته دمت گرررررم خوبش کردی:دی
بعدشم ممد ما اخرش نفهمیدیم تو سرکار هستی یا نه???پ جنوب چیکار میکنی??
چهارشنبه 9 تیر 1395 ساعت 00:10
امتیاز: 0 0
پاسخ:

خواب بودن جرمه وگرنه خودمو به خواب میزدم نه به بیداری
این مکالمه مال چند وقت پیشه.
خیر، برکت، خرسندی، سلامت، خوشبختی و سعادت دنیا و آخرت، توشه شب قدرتان باد.
از ته دل خوشحال میشم به منم سر بزنید.
89658
سه‌شنبه 8 تیر 1395 ساعت 20:43
امتیاز: 0 0
نوشته: مگهان از [ ایران ]
منطق در این پست موج می زند :|
سه‌شنبه 8 تیر 1395 ساعت 18:58
امتیاز: 0 0
پاسخ:
:|