X
تبلیغات
رایتل

دنیایی به نام «من»

دلم، گرفته تر کوچه های شهر شماست...

گل بود به سبزه نیز آراسته شد! 

خیلی تو خونه بهمون خوش میگذشت ، آزادی داشتیم و پشتک وارو میزدیم ماه رمضونم اومد!

در حالت طبیعی کلا من و بابام روزها همدیگه رو نمیبینیم! یعنی در واقع فقط من اونو میبینم و ممکنه ده روز من تو خونه باشم و همدیگه رو  نهایتا اتفاقی تو راه دسشویی ببینیم. اونم اشتباه محاسباتی خودمه معمولا!  در این حد که مثلا بعد از ده روز ممکنه فک کنه من از مسافرت اومدم و پاشیم روبوسی کنیم! تعقیب و گریزدر اینحد !

دلایلش بسسسسیار مفصله انقد مفصله که حتی الان که تو ذهنم آوردمشم حوصلم سر رفت. 

خلاصه ما تو خونه بسیار نا محسوس میزی ایم. بوگونه ای که پدر از وجود ما با خبر نشه. ( ما یعنی دو نون خور اضافه ی انگل جامعه و مایه سرشکستگی  یعنی من و داداشم- از نظر ایشون البته

کلا یه سری آدما هستن عقلشون به چشمشونه. مثلا اگه هیچوقت نبینتت کاری  هم باهات ندارن ولی اگه یکبار دیدنت بلافاصله سریع میان سراغت و یه کانورسیشن چرتی باهات برقرار میکنن که میگی عاقا اصن من گه خوردم تو منو دیدی. قبول؟! یعنی باید اعصابتو خورد کنه تا اعصابش آروم بشه. اینجور بگم. و بی هییییچ دلیلی. صرفا چون بچه اش هستی و تو خونه اش زندگی میکنی. 

  و این اتفاق ساااالهای مدید برات اتفاق میافته و تو بصورت تجربی به این نتیجه میرسی که آرامش دو گیتی تفسیر این دو حرف است:  از جلو چشماش خفه شو. نکند که وجودت بیازارد گلی در بوستان را. 

حالا این وضعیت رو در نظر بگیرید که ماه رمضونم شده. و پدر که در ایام خوب و خوش سال یه چای نمیتونستیم از جلو چشمش رد کنیم مبادا دیو خفته درونش رو بیدار کنیم و ما را بنماید،

 الان به یه دلیل دیگه هم  ریسک قضیه بشدت بالا میره:  پدر 6 متر دور خیز کرده و 8 متر اونطرف اسلام فرود اومده.

 یعنی اگر فهمیدروزه نمیگیری وااا ویلا. اگه دیدت روزه ات رو میخوری  که دیگه هییییچ. خددددا محمد نکنه. نامه پامه پزشکی هم قبول نمیکنه. یعنی خدا قبول میکنه، این قبول نمیکنه. 

و خوشبختانه از محاسن دیگه ایشون اینه که  با یا بدون ارتکاب جرم (و بعضا حتی بصورت مشقی هم که شده) نه تنها چند ساعتی از وقت گرانبهاش رو  با شلاق زبان روزه اش به تحقیر و تخریب و  لجن مال کردن شخصیت شما میپردازه، جهت محکم کاری آبروت رو  هم در کل محدوده فوامیل، آشنایان و حتی نا آشنایان هم میبره. تا خیالش راحت بشه که دیگه چیزی واسه از دست دادن نداری و از اون روز به بعد میتونی با خیال راااحت بری و تمام روزه هات رو بخوری. و  تا آخر عمرش تو همون خاک بر سر کافری  هستی که روزه نمیگرفت! (حالا کسی روزه رو بخاطر ترس کسی نمیگیره ولی خب دیگه واسه خدام بگیری تا سالهای بعد اون همچنان میگرده و آبروت رو میبره)

 خلاصه که یارب نظر تو بر نگردد! 

- بعضی وقتا حوصلم در حد مرگ تو خونه سر میره. نه جایی واسه رفتن. نه دوستی واسه گشتن. نه خونه ای که توش راحت باشی. یه نخ سیگارم نمیشه کشید که لااقل یه تنوعی بشه! 

-همه از دریا دلشون واسه خونه تنگ میشه من از خونه واسه دریا! مملکته داریم!

 والا با این نوناشون 


نظرات (2)
نام :
ایمیل : [پنهان میماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نوشته: فلاور از [ رومانی ]
اره همشون بد نیستن من خودمم مجچبه ام نماز و روزه ام میخونمو میگیرم اما دیگه مثل سابق سنگ ادمای مذهبی به سینه نمیزنم خیلیاشون فقط بلدند چجوری بازی کنند بعد اعتماد سازی کنند بعدشم به یه موقغیت خاصی رسیدند و یه ادم با شرایط خاص دیگه پیدا کردند بزنند زیر همه چی-
دوشنبه 31 خرداد 1395 ساعت 19:08
امتیاز: 0 0
پاسخ:
آره متاسفانه.
نوشته: فلاور از [ ایران ]
سلام امیدوارم یه چیزی میگنم ناراحت نشید شاید شما از روی مزاح این را نوشتید اما خوبه واقعیت ها رام بدونیم قبلا همیشه ادمایی که روزه میگرفتن نماز میخوندن برام با ادمایی که اهل این چیزا نبودن خیلی فرق داشتن اما تو زندگیم اتفاقاتی را تجربه کردم که دیدم اون ادمی که نماز نمیخونه اگه خووند اخر وقت میخونه روزه هاشم میخوره یه چیزایی را رعایت میکنه که مذهبش از کنارش رد میش وقتی تو فقط میبینی میشینی گریه میکنی دین ما که این نبود نماز میخونیم روزه میگیریم حاضر نیستیم از یه چیز کوچیک بگذریم ارشدم وقتی دانشگاهما عوض کردم که پیشرفت کنم رشد کنم از استاد راهنمام خواهش کردم از اسم اول مقاله صرف نظر کنه تا استادی که ایده را بهم میده اسمش اول باش قبول نکرد چون امتیازشا از دست میداد من دکتراما بخاطر جاه طلبی استادم از دست دادم هم دوره های من با همین استاد یه شرکت ژنتیک راه انداختند با تمام وجود استادی که میخواستم باهاش بردارم باهات کار میکرد دلسوزانه انگار تو داشتی روز تز دکترا کار میکردی الان من تو اکسپت مقاله ام موندم بچه های این استادی که میگم دکترا میخونن شغل دارند - ماها حاضر نیستیم از یه امتیاز بگذریم میگیم مسلمونیم-پاش بیوفته زیر همه چیز می زنیم من خیلی از پسرایی تو خیابون دیدم که وقتی از کنار یه دختر محجب رد میشن محال حرفی بزنه شاید این پسر تا اخر خط رفته باش تا حالا نماز نخونده روزه ام نگرفته اما یه چیزایی رعایت میکنه که تو غصه ات میگیره اون پسری که سر اذان تو مسجد نماز میخونه پاش که بیوفته زیر ابتا که هیچی ابروتم میبره بر ای بی گناهی خودش تو را مقصر میکنه من خیلی وقته نظرم نسبت به ادما عوض شده خیلی وقثتا اون پسری که شاید دینا نمی شناس تا حالا نمیدونه روزه چیه یه انسانیتی توش هست که صدتا مذهبیاش فقط اسمشا یدک میکشن من یه روز از همین مذهبیاش ضربه خوردم - از همین مسجدیا-
دوشنبه 31 خرداد 1395 ساعت 15:12
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام. چیزی تو حرفات نبود که بخواد ناراحتم کنه.
با حرفات موافقم. همه مذهبی ها بد نیستن ولی من شخصا به آدمای مذهبی مشکوکم و خیلی دیرتر بهشون اعتماد میکنم.
این متن دقیقا طنز بود. مزاح نبود.