X
تبلیغات
رایتل

دنیایی به نام «من»

هرم مازلو

همیشه یه چیزایی هست تو زندگی که آدم وقتی نداردش کل زندگیش لنگه! وقتی داردش هم انقد براش مسخره میاد که نمیدونه چه گلی سرش بگیره انقد مسخره بوده نداشتنش. مثلا شما فکر کن آب نداشته باشی بخوری! یعنی جایی باشی که بشدت تشنه بشی و یه مدت زیادی تو این وضعیت باشی. وقتی به آب میرسی و آب میخوری همون لحظه یکم خوشحال میشی و ذوق مرگ. ولی دو ساعت بعدش دیگه بخاطر خوردن آب احساس خوشبختی نمیکنی! چون اساسا آب خوردن یه چیز طبیعیه افتخار نیست یا مثلا یه چیز خارق العاده که زندگی تو رو عوض کنه. یه نیاز اولیه است واسه چیزای دیگه. غذا و سک س و کار کردن و خوابیدن و ... همه اینا نیازهای اولیه است که باید داشته باشی تا بگی که من زنده ام. چیزی که تو هرم مازلو هم اومده.  



اصولا پیشرفت هر جامعه ای به طبقه متوسطش هست. کسایی که تا حدودی نیازهای اولیه اشون تامین شده و دیگه الان به دنبال یه سری چیزای انسانی هستن. مثل آزادی تحصیلات حقوق مدنی و اجتماعی و ... . ما سابقا (10 سال پیش اینا منظورمه) یه چیزی داشتیم به نام طبقه متوسط. که یه بخور نمیری داشتن و سبک زندگی ای که در حد متوسط زندگی میکردن و یه سبکی بودن تو جامعه. که با تلاش شبانه روزی دولت های اخیر به کلی نابود شد. یعنی الان فقط یه طبقه داریم اونم طبقه فقیره! دیگه هممون یه دسسست فقیر شدیم رفت پی کارش. البته ثروت مندام هستن. ولی خب اونا همیشه بودن. ثروتشون موروثیه. خودشونم با خودشون ازدواج میکنن که باز ثروتشون در هم ضرب میشه و هی ثروتمند میمونن. حالا شاید یک درصد ملتم تقی به توقی خوردن رفتن قاطی اونا. ولی نادره. در کل انقد قشرشون نازکه که زیاد نمیشه در برابر کل جامعه روشون مانور داد... 

خلاصه فقرا که گیج و بیج هی دور خودشونو 10-15 تا بچه ای که آوردن میگردن و هی کوله مدن و زور میزنن شیکمشونو سیر کنن و هی میلولن تو خودشون. انقد بد بختن که اصلا نمیفهمن کی اومده کی رفته کی چیکارس. ثروت مندام که اگه احیانا ایران هم باشن باز فرقی به حال جامعه نداره بود و نبود اجتماعیشون! تو خودشونن و عشق و حال خودشونو میکنن. نه رای میدن نه فعالیت اجتماعی خاصی میکنن. فقط مخالفن! اونم خیلی لایت. در حد یه غر زدن. البته نیازی هم ندارن اصولا. چون جهان وطن هستن! اینجا نشد اونجا. 

میمونه طبقه متوسط (که البته تا حدودی منقرض شدن! الان داریم درباره تاریخ صحبت میکنیم!). طبقه متوسطه که جامعه رو پیشرفت میده. اونان که درس میخونن، رای موثر میدن، فشار اجتماعی  حقوقی میارن به حکومت ها، فرهنگ تولید میکنن خواسته های اجتماعی دارن... . و ناگفته پیداست که خوشبختی های فردی تو جامعه به خوشبختی جمعیه. چیزی که وقتی کشورهای پیشرفته رو میبینیم غبطه میخوریم بهشون. اونا یه اجتماع درست دارن. که به حکومتشون سرایت کرده و دوباره به خود فردیشون برگشته و بازتولید میشه هی. جمع درست، فرد رو کنترل میکنه و افراد درست، تشکیل یه جمع درست رو میدن.  و عصاره اینا میشه دولتشون. 

حالا من دارم فکر میکنم ما که سالها باید بدویم تا تازه نیازهای اولیمونو بهش برسیم کی میخوایم به خود واقعیمون و نیازهای دیگمون فکر کینم! خوراک، پوشاک، مسکن سک س، کار که واسه زنده موندنه! پس زندگی چی میشه؟ 

نظرات (6)
نام :
ایمیل : [پنهان میماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نوشته: فلاور از [ ایران ]
اره این چند روز خیلی حالم بود دیگه داشتم ناامید می شدم از جواب دانت سر یه ترجمه که داشتم با کارفرما بحث مون شد داوری داشتم به نفع اون رای داد دیکه دخترااسلحه ای جز گریه ندارند 2 روز گریه میکردم به ناحق داوری کردند کارفرما وسط کار گفت ترجمه نکن بعدداوری اومد به من 4 داد گفت مجری کار را نصفه انجام داده پولشم به اندازه ای که انجام دادم ندادند بد دیدم چقدربدبختم که کارم شده ترجمه تو سایتی که بخاطر اینکه کارفرماشا از دست نده به نفع اون رای میده پول تو رام کامل نمیده نمیدونم تحصیل کرده هامون چقدر اوضاعشون بد همه جا باید حرف بشنوند چقدر زحمت کشیدم برا تحصیلم چجوری رفتیم دانشگاه الان چجوری میرند -فقط اینجا را داشتم که تونستم بنویسم هیچکسی جوابما نمیداد- خوبه حداقل این سایت هست نمیدونم اکه بسته بودیش احتملا غمباد می گرفتم
جمعه 23 بهمن 1394 ساعت 23:37
امتیاز: 0 0
پاسخ:
اینجا کلا جای تخلیه کردنه. از تخلیه چرت و پرتهای ذهن خودم تا درد و دل عشاق که جایی رو ندارن برای یبارم که شده از عشقشون بنویسن! (البته الان بستمش! حوصله جواب دادن ندارم). خلاصه هر کسی از ظن خود شد یار ما تو این سایت. شما هم بنویسید حالا خواننده داشت داشت نداشتم نوشتی دیگه
نوشته: فلاور از [ ایران ]
میش یه سوال ازتون بپرسم اگه ادم افسردگی پیدا کنه باید چیکار کنه اگه یه موضوع باعث بش تمام ذهنت بهم بریزه و از بس گریه کنی سرت درد بگیره چجوری ادما میتونند محکم باشن چیزی از پا درشون نیاره
پنج‌شنبه 22 بهمن 1394 ساعت 22:46
امتیاز: 0 0
پاسخ:
خب بستگی به مشکل داره. اگه موقتیه که خب موقتا آدم دپرسه بعدم به حالت طبیعی بر میگرده. اگه نه که آدم با آدم فرق داره. روحیات و تواناییها و شخصیتشون فرق داره. هر چیزی رو نمیشه نسخه کرد واسه همه نوشت. من خودم واسه خودم یه سری چیزا دارم که خب بر اساس روحیات و شخصیت خودمه زیاد قابل تعمیم نیست.
غیر از اون مشکل اگه جدی باشه یعنی دپرشن موقتی نباشه نمیشه با حرف و حدیث و موعظه آدم خودشو گول بزنه یا گاها نصیحت! بعضی چیزا نیاز به قرص خوردن داره. دارو داره.باید بری پیش مشاور یا روانشناس یا روانپزشک تا یه تشخیص درست بده. مثلا وقتی سروتونین شما پایینه دیگه با نصیحت و راهکارای حرفی نمیشه کاریش کرد با تشخیص پزشک باید قرص خورد تا بیاد بالا و موود شما رو عوض کنه.
به هر حال افسردگی بسیار تو ایران لااقل شایعه. و یه سری چیزام واسه تغییر تو حال و هوای آدم تاثیر داره مثل فعالیت مسافرت یا هر چیز یا هر جمع یا کار خوشحال کننده. یکمم باید خودت به خودت کمک کنی. و حتما پیش یه روانشناسم بری اگه قضیه جدیه. هر چیزی رو نمیشه سرسری گرفت.
نوشته: فلاور از [ ایران ]
سلام اره همینه یادت میگفتند انشا علم بهتر است یا ثروت همه می نوشتیم علم با علم به ثروت میش رسید الان تو تجربه ندیدم طرف تا دکترا بخونه دختر باش خواستگاراش از کارگر تا بی کار خودشم بخواد مجرد بمونه هزار تا مشکل و حرف و حدیث داره پسرم باش بیچاره تا 50 سالگی طول میکش خونه دست و پا کنه موندم چرا می نوشتیم علم دلم میخاد ببینی ادم ثروتمند وقتی تو خیابون راه میره یاتو بانک میره چه احترامی داره و مقایسه کن با یک ادم دکترا که فقط در حد اینکه دانشجو ازش نمره بگیره احترام داره الان دیگه به لطف خدا اشباع شده جامعه مون از دکترا انام 8 گرو 9 نمیدونم داریم چیکار می کنیم هزینه که خزینه ملی داره صرفه چی میش فقط دفاع پس چیزای دیگ چی درست امنیت اصل اما نمیش کمتر اختلاس بش که کمتر فقیر داشته باشیم اینقد بیکار نباش سوخته شدند دهه 60
پنج‌شنبه 22 بهمن 1394 ساعت 19:31
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام. دهه شصتی بودیم دیگه بدبخت بودیم. اشکال نداره دیگه عوضش, از این بعد هر کی گفت علم بهتره میتونی خیلی راحت با پشت دست جوری بزنی که سه تا معلق بزنه.
ی چی دیگه هم یادم اومد قضیه همونه ک ب ایرانیه میگن ارزوهات چیه..میگه پول و ماشین و مسکن میگه نگفتم حقوق اولیه ات گفتم ارروهات...فک کنم امریکایی بود طرف ک اینو پرسید...اگه اشتباه نکنم پست خودتم بود این..خولاصه بقول شاعر قاصد روزهای ابری,داروگ!کی میرسد باران؟ربطشو خودت بده ب پست من شعرم اومده همینجوری:دی
سه‌شنبه 20 بهمن 1394 ساعت 20:51
امتیاز: 0 0
پاسخ:
دقیقا ...چیزی ک اینروزها من زیاد بش فکر میکنم...ما در واقع زندگی نمیکنیم فقط بزور خودمونو زنده نگه میداریم ک ی نفسی بکشیم وگرنه زندگی اسمش این نیس زندگی رو پولدارا میکنن...زندگی ای ک هی صب تا شب سگ دو بزنی ک فقط از گشنگی نمیری چ لذتی داره؟!!!بهتر نبود اصلا همونم نبود؟!!تازه شاید من و تو ی غذایی سر سفرمون باشه..ی کاپشنی واسه پوشیدن باشه ک یخ نزنیم ی مودمی باشه ک سرمونو با گرمای وای فایش گرم کنیم ولی اون بچه ای ک من دیروز دیدم بغل باباش بود و ی لباس نازک تنش بود توو این سرمای خیلی سرد چی ؟!!اینی تا برگشتم خونه جلو چشمم بود این بچه...اون دیگه دلش باید ب چی خوش باشه ک حتی از ابتدایی ترین حقوق انسانی خودش هم برخودار نیس.. چقدر اینروزها فقر بیداد میکنه...کاش مردم ما ب همین بخور و نمیرشم برسن عشق و حالای پولداری و خارجی پیشکش...اونا ک دیگه فک کنم واسه ماها رویاست...البته من ک میدونم تو بچه پولداری ولی خودت خوشت از این قرتی بازیا نمیاد و دوس داری با مردم باشی و در بطن جامعه...اخه ادمم اینقدر خاکی...اینقدر سالک...اینقدر بی ریا:))))
البته از ماست ک بر ماست...حقمونه...بی تقصیر نیستیم ب خیلی دلایل...حرف زیاده ولی نمیگمشون حوصله تایپ ندارم:دی
سه‌شنبه 20 بهمن 1394 ساعت 20:41
امتیاز: 0 0
پاسخ:
فلسفی شدیا کلوچ
نوشته: افسانه از [ آلمان ]
موافق!
دوشنبه 19 بهمن 1394 ساعت 21:12
امتیاز: 0 0
پاسخ:
!Good