X
تبلیغات
رایتل

دنیایی به نام «من»

حس ششم!

نمیدونم بهش چی میگن. اصلا حس ششم درسته تو این مورد؟ یا آدم شناسیه؟ یا تجربه است؟! یا ضمیر ناخودآگاهه؟!

من از اون دسته آدمام که تکرار یک اشتباه بشدت آزارم میده. و بیشترم بخاطر اینکه حس حماقت میکنم  که چرا باید  دوبار یه اشتباهو تکرار کنم. بخاطر همینم احتمالا ذهنم جوری شکل گرفته که اشتباهات رو خیلی جدی میگیره و  حتی شکل آدمایی که به هر نحوی باهاشون مشکل پیدا کردم و به هر اندازه ای خوب  میمونه. جدیدا فهمیدم که یه خلافی از آدما بصورت پرونده تو ضمیر ناخودآگاهم هست که مثل چهره نگاری به محض برخورد با  یه آدم جدید سریع یه طرح کلی از اینکه طرف چجور آدمیه تو یه لحظه بهم میده. و هر چی بیشتر با آدما برخورد میکنم میفهمم که چقدر اون حس اولیه و اون نظر اولیه که مثل برق تو یه نگاه تو ذهنم ازشون شکل میگیره درسته! و من  از ترس اینکه بد بینی رو تو وجودم نهادینه نکنم و ریسک پذیریم در برخورد و اعتماد به ادما پایین نیاد چقدر بهش بی توجهم.... 

یکی از مشکلاتم تا الان این بوده که با خوش بینی (میشه گفت احمقانه) به خودم میگم تو بد بینی ! شاید اینم فقط قیافه اش اونجوری میزنه، و واقعا اونجور که تو فکر میکنی نباشه! ولی گویا بعضی حسها رو باید جدی گرفت.

و مرز خوش بینی و حماقت چقدر باریکه...