X
تبلیغات
رایتل

دنیایی به نام «من»

یه ذره خارج لطفا!...

جدیدا یه مجموعه سخنرانی رو دارم میبینم که اسمش هست TED ideas worth spreading(ایده هایی که ارزش منتشر کردن و در میون گذاشتن با بقیه رو دارند). هر کس حس میکنه ایده ای داره که ارزش گفتن داره میاد و توی 20 دقیقه بصورت یه سخنرانی میگه. که خب خیلی ساله انجام میشه و معروف هم هست. 

از خود متنهای سخنرانی ها که بگذریم که خب بعضی هاش خیلی جالب هستند که خب شاید آدم تا حالا نشنیده باشه واسه من یه سری چیزای جالب دیگه داشت. 

پیش خودم فکر میکردم که ای کاش این شانس رو داشتم که توی یه کشور پیشرفته به دنیا میومدم. یا لااقل از بچگی به جای زندگی تو ایران یا خاورمیانه اصلا! توی یکی از این کشورهای پیشرفته زندگی میکردم . البته که اگه مردم ایران رو ول کنن کشورهای اروپایی و آمریکا باید پذیرای 80 میلیون آدم باشن! از بقال سر کوچه گرفته تا راننده تاکسی و ... با هر کس حرف میزنی داره میره خارج! طرف به دو تا توریست گفته Hello! اونام گفتن Hello! بعد گفته خب زبانمم که خوبه ماشالا! دیگه تستش کرده دیده زبانش خوبه. گفته خب بریم بقیشم خارج یاد میگیریم! 

+بعد میگی حالا میخوای بری خارج چیکار کنی؟

-میگه کار که اونجا زیاده!

+میگم زبانم باید بلد باشی خب!

-میگه ای باباااا ما که زبانمون خوبه 6 ماهم تو محیط باشی یاد میگیری!

 اصن این «تو محیط» یاد گرفتن ملت منو کشته! که البته اینم طبق معمول جزو خود عن پنداری های ما ایرانیاست که فکر میکنیم همه جای دنیا مثل ایران خر تو خره و چون میتونیم اینجا هر کار دوس دارم بکنیم اونجام راحت میتونیم سه سوت هر کار خواستیم بکنیم ...  خلاصه لاف در غربت و ....

ولی جدای از شوخی یه چیزایی تو فرهنگشون هست که خیلی واسم جالبه. این که چقد راحت میخندن. مثلا طرف یه چیز خییییلی معمولی میگه میبینی اینا غش کردن از خنده! اصن روحیشون شاده. با یه دوستی از دانمارک داشتم صحبت میکردم. میگفت باورت نمیشه اینا چقدر آرومن. نسبت به ما که تو ایرانیم اینا واقعا دغدغه خاصی ندارن. نه باهم دعوا میکنن نه تو خیابوناشون بوق و سرو صدای الکی و اعصاب خوردی هست. میگفت باورت نمیشه آدم از آرامش اینجا عصبی میشه. هر جا میری همه با لبخند باهات حرف میزنن. اصلا قیافه ما ایرانیا که برای خودمون معمولیه رو میبینن فکر میکنن دپرسی! میگن چته!؟

حالا تو ایران  اگه یکم تو خیابون لبخند رو صورتت باشه و با یکی با خنده حرف بزنی،  اگه دختر باشی که خب یعنی آدم رله ای هستی و داری پا میدی که دهنت صافه. اگه پسرم باشی که خندیدن میتونه به این معنی باشه که ببینید من قیافه ام شبیه احمقاست میتونید سرمو راحت تر کلاه بذارید! یا کلا در حالت معمولی همه تو دلشون میگن این یارو رو باش چه خجسته اس! چه چیز خنده داری تو این زندگی هست که این داره بهش میخنده!

بعد جالبه میگفت داشتم میرفتم خونمون دیدم صاحب خونم داره با دوستش درباره وضعیت مملکت و اینکه چه مشکلاتی دارن تو این مملکت غر میزنه و گله میکنه! درباره یه چیزای مسخره ای که وقتی من شنیدم گفتم تو رو خدا ما رو باش اینا رو باش!

یا دیدی که به معلول ها یا کسایی که مشلکلات فیزیکی دارن. جالبه که چقدر طبیعی رفتار میکنن با معلول هاشون. مثل یه آدم! ما هم اگه چیزی به کسی نگیم که خب معمولا نمیگیم انقد با رفتار تحقیر آمیز و ترحم آمیزمون به طرف تبعیض و حس متفاوت بودن میدیم که فکر کنم دوس داره بیشتر بمیره تا ملت اینجور باهاش برخورد کنن. به جرمی که اصلا مرتکب نشده. و بیشتر از اینکه نیازمند ترحم دیگران باشه به توجه واقعی اونم در حد اولویت قرار دادن بهش تو کاراش اجتماعی و زندگی اجتماعیش نیاز داره. این جزو فرهنگ اوناست که به جای اینکه به طرف ترحم کنن سعی میکنن کاری کنن که وقتی اومد تو جامعه از امکانات مختص خودش برخوردار باشه تا اون رفتار احمقانه و ترحم آمیز که چیزی جز اعصاب خوردی واسش نداره....

خلاصه که خیلی دوس داشتم منم از بچگی به جای اینکه چیزای احمقانه یاد بگیرم یاد میگرفتم که چطور شاد زندگی کنم. زندگی چیه و باید چطور زندگی کرد. چجور میشه راحت زندگی کرد و مفید هم بود. 

تو یک کشوری مثل ایران مثلا درست عین 18سالش رو فقط بهت میگن خدا اینجوره پیغمبر اینجوره تو باید فقط مذهبی باشیو دست به هر کاری که بزنی گناه محسوب میشه و باید دایم توبه کنی! نه هیچ آموزشی درباره زندگی کردن بهت میدن. نه اصلا اصل زندگی که شاد بودن و مفید و بودن و شکوفا کردن استعدادت هست رو بهت یاد میدن. حالا اینو به تعلیمات بشدت مخرب خانواده ها که اضافه کنیم میفهمیم که قراره چی ازش در بیاد. بقیشم که خودت کم کم سعی میکنی بفهمی زندگی واقعی چیه و ارزش چیه و چجوری باید زندگی کرد هم در بهترین حالت ممکن نصف عمرت میره!

البته اینم بگم که خوشبخت بودن همه جای دنیا به ذهن و رفتار و سبک زندگی آدم برمیگرده. ولی جایی که هیچ آموزشی درباره اصل زندگی بهت نمیدن و دایم در معرض انواع و اقسام مشکلات خانوادگی  و اجتماعی قرار میگیری. تا جایی که خیلی چیزای مهم زندگی رو اگه در خانواده هم یاد نگیری و بهت یاد ندن سیستم آموزشی و جامعه بهت یاد میده و کمکت میکنه که مشکلاتت رو کم کنی خیلی خیلی فرق میذاره تو سبک زندگی و رسیدن به معنای زندگی کردن....


در ادامه نوشت: حالا کلوچه میاد میگه تو باز یه چیز دیگه دیدی هزار تا چیز دیگه ازش در اوردی! نمیشه تو هم مثل بقیه آدما فقط یه چیز ببینی 

 در جوابش باید بگم: نچچچ


نظرات (2)
نام :
ایمیل : [پنهان میماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نوشته: نیلوفر از [ ایران ]
این پستت محشر بود
اصل کار همینه که خندوندن ما ایرانیا سخت شده؛ حدست درسته پاسخت به کلوچ رو هم فضولی کردم و خوندم
من یادمه اولین قسمت ساعت خوش که پخش شد خونه تنها بودم ولی همون تنهایی که خوب طبعا کمتر فاز میده، این قدر خندیدم که شکم درد گرفتم
ولی الان که یه تیکه هایی ازش نشون میده، میگم واقعا ما با اینا می خندیدیم؟؟؟؟
در مورد اون بخش معلول هم یاد یک خاطره ای افتادم که دیگه چون اگه بگمش باز کامنت من طولانی تر از اصل پستت میشه از خیرش میگذرم ولی یجورایی هم باحال بود هم تلخ
سه‌شنبه 17 آذر 1394 ساعت 11:37
امتیاز: 0 0
پاسخ:
مرسی
کلا شاید ملت یکم درجه دپرسناکیشون بالا رفته! میگن حالا بخندیم که چی بشه! کلا یه عده هستن تو این جامعه با خنده مخالفن! تو فقط سریالهای پر طرفدار تلویزیون رو ببین. ملت تو خارج با یه کیلو تخمه میشینن پای تلویزیوناشون مام از اول باید با یه جعبه دستمال کاغذی! رتبه عصبانی ترین ملت دنیا رو که الکی بدست نیاوردیم که کلی زحمت کشیدیم براش بابا
حالا تعریف میکردی. پست تو پست میشد دیگه اشکال نداشت مام کار خاصی نداریم. دست به پامنبریمون خوبه. کلا دو تا چیزمون خیلی خوب شده در طول سالیان مدید یکی دست به صفمون خوب شده(از بچگی تو صف به دنیا اومدیم تا الان!) یکی پا منبریمون. پس ریلککککس
نه اتفاقا اینبار دوس داشتم پستتو و کلی هم خندیدم(ایکون ضایع کردن و این حرفا:دی)
حالا همه این سخنان فیلسوفانت ب کنار ولی اون یه تیکش ک ب حرفای خیلی بی مزه میخندن برا منم جالبه...مثلا این سریالای طنز فاخرشون بنظرم خیلی بی نمکن ولی واسه خودشون بمب خنده ست...دیگه اینقدم ادم بی مزه باشه خوب نیس بنظرم ..مزه ادمم ب نمکشه:دی
بعدشم جناب محمد تنها تو نیستی ک دوس داشتی خارج میبودی همه دوس داشتیم خارجی میبودیم...من یکی از فانتزیام اینه ک لهجه فارسی خارجی داشته میبودم از اینا هست ک از بچگی خارج بودن بعد فارسیشون ی جور بامزه ایه من عشقم اینه اونجوری میبودم...الانم برم خارج قطعا ب دو ماه نکشیده لهجمو ب اون سمت هدایت میکنم ک آرزوم براورده شه...حالا ببین..
اتفاقا در نظر داشتم ی پستی توو همین مایه ها بزارم اگه حسش بود میزارم...بقیه حرفامو میزارم واسه پست خودم...تو فعلا از همینا بهره ببر تا بعد...
میگم وبلاگت چقد خلوته...قبلنا خواننده هات بیشتر بودن الان فقط منم و گوشام ...هعیییییی روزگار دنیا ب هیشکی وفا نمیکنه ممد منم ی روزی رفتنی هستم وفقط خاطراتم برات میمونه...
ای بابا اشکاتو پاک کن پسرررر حالاها هستم:))...فقط اگه رفتم صبح ب صبح کامنت دونیتو باز کن و ی گل بزار توو این کادره جای من ک یاد و خاطرم زنده نگه داشته شه:دی
خودمم خیلی بی نمک شدم جدیدا...میدونم:دی
راستی شماره این دانمارکیه رو بده من کارش دارم...قول میدم اگه کارم ردیف شد تو رو هم بعنوان فرزند خانده با خودم ببرم:))
یکشنبه 15 آذر 1394 ساعت 00:49
امتیاز: 0 0
پاسخ:
خب اینکه واسه ما بی مزه اس تا حدودی باهات موافقم ولی اینو در نظر بگیر که خیلی از حرفایی که اونا میزنن و بهش میخندن بخاطر پیشنه ایه که از یه موضوع دارن و واسه ما معنی نداره. مثل خیلی چیزا که ما ازش خاطره داریم و بهش مخندیم و واسه اونا معنی نداره. بعلاوه اینکه طنز نویسای ایرانی تقریبا همیشه میگن که خندوندن ایرانیا خیلی سخته در صورتی که خارجیا خیلی راحت تر میخندن. از طرفی باز نمیشه هم گفت حرفای خنده دارشون واسه ما هم بی مزه اس. من هنوزم دارم به دیالوگای سریال بیگ بنگ تئوری (big bang theory) میخندم. یعنی یه جاهاییش دیگه میترکونتت از خنده. یا خیلی سریالای طنز دیگشون که دیدم. یا حتی همین مجوعه بعضی طنزهاشون خیلی باحاله تو سخنرانیا که میگن. یکم ترجمه کردنم مزه حرفو از بین میبره چون وقتی ترجمه یه چیزو میخونی شاید به اندازه چیزی که از زبان خود طرف میشنوی و برداشت میکنی باحال نباشه دیگه واست. چون ترجمه کردن خیلی چیزا واقعا سخته و شاید نشه حتی برسونی طرف دقیقا چی گفته!
خب من نه وبلاگای دیگه میرم نه حوصله جواب دادن به کامنتهامو دارم حتی! دیگه پست گذاشتمامم که خیلی دیر به دیره. زیادم واسم مهم نیست که شلوغ باشه یا نه. بالاخره اونا که باید بیان و سر بزنن میان دیگه
یکم خود کم بینی پیدا کردی. حس میکنی غیر مفید و غیر خنده داری. تو حرفای وبلاگت هم همش میگی. احتمالا تو هم دچار دپرشن فصلی شدی زیاد جدی نگیر.
دانمارکیه دختره حالا اگه خواستی بهت میدم احتمالا ازدواج هم جنس بازا تو دانمارکم قانونی باشه دیگه فقط باید یه صحبتی با اونم داشته باشی مزه دهنشو ببینی حالا تو خودت برو من یکاریش میکنم. به فکر من نباش دیگه آرزوی ما خوشبختی شما جووناست