X
تبلیغات
رایتل

دنیایی به نام «من»

از کفر من تا دین تو ...

زن: مگه اینجا مدرسه‌ی دولتی نیست؟!

مدیر: اگه دولتی نبود که می‌گفتم یک میلیون تومن بریز!

زن: آقا! آخه مدارس دولتی نباید شهریه بگیرن.

مدیر: این که شهریه نیس.

اسمش همیاریه!!!

زن: اسمش هر چی هست...

تلویزیون گفته به همه‌ی مدارس بخشنامه شده که مدارس دولتی هیچ‌گونه وجهی نمی‌تونن دریافت کنن.

مدیر: خب برو اسم بچت را تو تلویزیون بنویس!!

این قدر هم وقت منو نگیر!

زن: آقای مدیر!

من دو تا بچه یتیم دارم!

آخه از کجا بیارم؟!!

مدیر: خانم محترم!

وقتی وارد اینجا شدی رو تابلوش نوشته بود یتیم‌خونه یا مدرسه؟!

آقای مستخدم ، این خانم رو به بیرون راهنمایی کن!!!

زن با چشم‌های پر از اشک منتظر اتوبوس واحد بود.

اتومبیل مدل بالائی ترمز کرد و زن سوار شد.

روزنامه‌ای که روی صندلی جا مانده بود رو برداشت و بهش خیره شد.

کمیته‌ی مبارزه با فقر در جلسه‌‌ی امروز

ستاد مبارزه با بیسوادی

تیتر درشت بالای صفحه نوشته بود:

با ۲۰۰۰۰۰ زن خیابانی چه می‌کنید؟!!


زن با خودکاری که از کیفش بیرون آورده بود عدد را تصحیح کرد:

با ۲۰۰۰۰۱ زن خیابانی چه می‌کنید؟!!


اینجاست که صادق هدایت میگه:

فاحشه را خدا فاحشه نیافرید ،

آنان که در شهر نان قسمت می‌کنند،

او را لنگ نان گذاشته‌اند ، تا هر زمان لنگ هم آغوشی ماندند ،

او را به نانی بخرند!

نظرات (3)
نام :
ایمیل : [پنهان میماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نوشته: الهام از [ ایران ]
متن غم انگیزی هس ولی حقیقت محضه...
شنبه 13 شهریور 1395 ساعت 23:01
امتیاز: 0 0
پاسخ:
متاسفانه.
نوشته: کلوچه از [ ایران ]
پنج‌شنبه 16 مهر 1394 ساعت 16:33
امتیاز: 0 0
پاسخ:
خودشو ناراحت نکن کولوچ زندگی همینه.
یاد داستان بودا افتادم، وقتی که به روستایی رفت زنی از او دعوت کرد که در خانه‌اش غذا بخورد. بزرگ روستا بودا را از رفتن به خانه زن برحذر داشت و گفت او فاحشه است.
بودا لبخندی زد و یک دست مرد را در دست گرفت و پرسید: «آیا با یک دست می‌توانی دست بزنی؟ یک زن به تنهایی فاحشه نمی‌شود، اگر این زن فاحشه است مشکل از مردان این روستاست.»
پنج‌شنبه 16 مهر 1394 ساعت 16:01
امتیاز: 0 0
پاسخ:
دقیقا همینه.