X
تبلیغات
رایتل

دنیایی به نام «من»

هویجوری یهویی

زندگی که کَردنی بود این شُد روزگارِمون 


.


.


.


.


.


.


.


.


.


.


.


.


.


.


وآآآی به حآل جون که دادنیه!


نخند بیچاره دهنمون سرویسه.......!!!!!

**************

الاغی دعا کرد ؛صاحبش بمیرد تا از زندگی خرآنه خود خلاصی یابد ....صاحب ، فکر الاغ را خواند و گفت :

ای خر !!با مرگ من ، شخص دیگری تو را میخرد و صاحب می شود ،برای رهایی خویش ، دعا کن که از خریت خود ، بیرون شوی ....." 

از مثنوی معنوی مولانا " 

***********

یک دانشجو برای ادامه تحصیل و گرفتن دکترا همراه با خانواده اش عازم استرالیا شد. در آنجا پسر کوچک شان را در یک مدرسه استرالیایی ثبت نام کردند تا او هم ادامه تحصیلش را در سیستم آموزش این کشور تجربه کند.

روز اوّل که پسر از مدرسه برگشت، پدر از او پرسید: پسرم تعریف کن ببینم امروز در مدرسه چی یاد گرفتی؟

پسر جواب داد: امروز درباره خطرات سیگار کشیدن به ما گفتند و بحث کردیم، خانم معلّم برایمان یک کتاب قصّه خواند و یک کاردستی هم درست کردیم.

پدر پرسید: ریاضی و علوم نخواندید؟ پسر گفت: نه

روز دوّم دوباره وقتی پسر از مدرسه برگشت پدر سؤال خودش را تکرار کرد. پسر جواب داد: امروز نصف روز را ورزش کردیم، یاد گرفتیم که چطور اعتماد به نفس مان را از دست ندهیم، و زنگ آخر هم به ما یاد دادند که باید قسمتی از درآمدمان را به دولت بدهیم تا برای آبادی شهرها و روستاها خرج شود.

بعد از چندین روز که پسر می رفت و می آمد و تعریف می کرد، پدر کم کم نگران شد چرا که می دید در مدرسه پسرش وقت کمی در هفته صرف ریاضی، فیزیک، علوم، و چیزهایی که از نظر او درس درست و حسابی بودند می شود. از آن جایی که پدر نگران بود که پسرش در این دروس ضعیف رشد کند به پسرش گفت:

پسرم از این به بعد دوشنبه ها مدرسه نرو تا در خانه خودم با تو ریاضی و فیزیک کار کنم.

بنابراین پسر دوشنبه ها مدرسه نمی رفت. دوشنبه اوّل از مدرسه زنگ زدند که چرا پسرتان نیامده. گفتند مریض است. دوشنبه دوّم هم زنگ زدند باز یک بهانه ای آوردند. بعد از مدّتی مدیر مدرسه مشکوک شد و پدر را به مدرسه فراخواند تا با او صحبت کند.

وقتی پدر به مدرسه رفت باز سعی کرد بهانه بیاورد امّا مدیر زیر بار نمی رفت. بالاخره به ناچار حقیقت ماجرا را تعریف کرد. گفت که نگران پیشرفت تحصیلی پسرش بوده و از این تعجّب می کند که چرا در مدارس استرالیا این قدر کم درس درست و حسابی می خوانند.

مدیر پس از شنیدن حرف های پدر کمی سکوت کرد و سپس جواب داد:

ما هم ۵۰ سال پیش مثل شما فکر می کردیم.

تعریف باسوادی فقط خواندن فیزیک و شیمی و ریاضی نیست بلکه احساس مسوولیت و مشارکت نسبت به مسایل جامعه است.

مهارت های زندگی و اجتماعی شدن در یک جامعه مدنی برای همه لازم است ولی فیزیک و شیمی ممکن است برای گروهی خاص کارگشاباشد ...

****************

مردی از دیوانه ای پرسید :

نام اعظم خدا را می دانی ؟ 

دیوانه گفت نام اعظم خدا " نان " است ، 

اما این را جایی نمی توان گفت !!!

مرد گفت ؛ نادان شرم کن ، 

چگونه نام اعظم خدا نان است ؟؟؟

دیوانه گفت : 

در قحطی نیشابور ، چهل شبانه روز می گشتم ، 

نه در هیچ مکانی صدای اذانی شنیدم ، 

و نه هیچ مسجدی را گشاده یافتم ، 

آنجا بود که دانستم نام اعظم خدا 

و بنیاد دین و مایه اتحاد مردم " نان " است .

" مصیبت نامه - عطار نیشابوری "

*******************

خیلی جالبیم:

ﺯﻣﻮﻧﻪ ﺟﻮﺭﯼ ﺷﺪﻩ تو ایران ﺩﺧﺘﺮ ۱۴ ﺳﺎﻟﻪ ﺭﻭ ﻣﯿﺒﯿﻨﯽ ﻓﮑﺮﻣﯿﮑﻨﯽ ۲۶ ﺳﺎﻟﺸﻪ!

ﺯﻥ ۴۰ ﺳﺎﻟﻪ ﺭﻭ ﻣﯿﺒﯿﻨﯽ ﺍﻧﮕﺎﺭ ۱۴ ﺳﺎﻟﺸﻪ !

ﭘﺴﺮ ﻣﯿﺒﯿﻨﯽ ﺍﻧﮕﺎﺭ ﺩﺧﺘﺮﻩ !

ﺩﺧﺘﺮ ﻣﯿﺒﯿﻨﯽ ﺍﻧﮕﺎﺭ ﭘﺴﺮﻩ !

ﺗﻮ ﺩﺳﺘﺸﻮﯾﯽ ﻓﮑﺮ ﻣﯿﮑنین!

ﺗﻮ ﺣﻤﺎﻡ ﺁﻭﺍﺯ ﻣﯿﺨﻮﻧﻦ !

ﺳﺮ ﮐﻼﺱ ﻣﯿﺨﻮابن !

ﺗﻮ ﺭﺧﺘﺨﻮﺍﺏ ﺑﺎ ﺗﻠﻔﻦ ﺣﺮﻑ ﻣﯿﺰﻧﻦ !

ﻣﻮﻗﻊ ﺩﺭﺱ ﺧﻮﻧﺪﻥ ﺑﺎﺯﯼ ﻣﯿﮑﻨﻦ !

ﻣﻮﻗﻊ ﺭﺍﻧﻨﺪﮔﯽ ﺍﺱ ﺍﻡ ﺍﺱ ﻣﯿﺪﻥ!

ﺑﻪ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺍﺯﺵ ﻣﺘﻨﻔﺮﻥ " ﻋﺸﻘﻢ " ﻣﯿﮕﻦ!

ﺑﺎ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺘﺶ ﺩﺍﺭﻥ ﺩﻋﻮﺍ ﻣﯿﮑﻨﻦ !

ﻣﻮﻗﻊ ﺗﯽ ﻭﯼ ﺩﯾﺪﻥ تلگرام ﭼﮏ ﻣﯿﮑﻨﻦ !

ﻣﻮﻗﻊ تلگرام ﭼﮏ ﮐﺮﺩﻥ ﻏﺬﺍ ﻣﯿﺨﻮﺭﻥ!

ﻣﻮﻗﻊ ﺧﻮﺍﺏ ﺑﯿﺪﺍﺭن!

ﻣﻮﻗﻊ ﺑﯿﺪﺍﺭﯼ ﺧﻮﺍﺑﻦ!

ﺳﺮﮐﺎﺭ ﺭﻭﺯﻧﺎﻣﻪ ﻣﯿﺨﻮﻧﻦ !

ﻭ ﺍﻭﻗﺎﺕ ﻓﺮﺍﻏﺖ ﮐﺎﺭ ﻣﯿﮑﻨﻦ!

ﻣﯿﺮﯼ ﺯﻥ ﺑﮕﯿﺮﯼ ﻣﯿﮕﻦ ﺧﻮﻧﻪ ﺩﺍﺭﯼ؟

ﻣﯿﺮﯼ ﻣﺴﮑﻦ مهر

 ﺛﺒﺖﻧﺎﻡ ﮐﻨﯽ ﻣﯿﮕﻦ ﺯﻥ ﺩﺍﺭﯼ؟

ﺣﺎﻻ ﺍﯾﻨﻮ ﮔﻮﺵ ﮐﻦ!

ﻣﯿﺮﯼ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﺷﻐﻞ ﻣﯿﮕﻦ ﻣﺘﺎﻫﻠﯽ ؟

ﻣﯿﺮﯼ ﻣﺘﺎﻫﻞ ﺷﯽ

ﻣﯿﮕﻦ ﺷﻐﻠﺖ ﭼﯿﻪ ؟

ﯾﻨﯽ ﻫﯿﭻ ﺟﺎﯼ ﺩﻧﯿﺎ ﻫﻤﭽﯿﻦ ﺣﺎﻟﺘﯽ ﺍﺻلا ﻣﻤﮑﻦ

ﻧﯿﺴﺖ...

ﻧﺨﻨﺪ‌ ﺧﻮﺩﺕ ﻫﻢ ﻫﻤﻴﻨﺠﻮﺭﻱ هستی

نظرات (4)
نام :
ایمیل : [پنهان میماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نوشته: الهام از [ ایران ]
پست خوبی بود بسی خندیدیم (به خصوص آخریش)..
و هم چنین اموزنده بود
شنبه 13 شهریور 1395 ساعت 22:53
امتیاز: 0 0
پاسخ:
نوشته: پرستو از [ ایران ]

خیلی مطالب خنده داری بودمخصوصااخریه
پنج‌شنبه 16 مهر 1394 ساعت 23:08
امتیاز: 0 0
پاسخ:
خواهش میشه
نوشته: کلوچه از [ ایران ]
مخصوصا اولی خیلی بامزه بود
دمت گرررررم...
پنج‌شنبه 16 مهر 1394 ساعت 17:04
امتیاز: 0 0
پاسخ:
دقیقا میدونستم از کدوم ممکنه خوشت بیاد
نوشته: مگی از [ ایالات متحده آمریکا ]
:)))) بی ادب!!!

بسی خندیدم خدا ازتون راضی باشه
پنج‌شنبه 16 مهر 1394 ساعت 03:01
امتیاز: 0 0
پاسخ:
بسی شکر